رامشگر |
معرفي موسيقي ايران
|
|
درباره وبلاگ
![]() این وبلاگ به اختصار برای شناخت موسیقی ایرانیست و جنبه تخصصی ندارد
با تشکر منوی اصلی
آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM سلام بر عاشقان موسیقی ایرانFree Website Counters |
معرفي سازها <<تنبور>>
تَنبور نوعي ساز زهي است که گونههاي مختلف آن در کشورهاي آسيائي و اروپائي نواخته ميشود. سازهاي تنبور مانند سابقهاي قديمي دارند. در لايههاي حفاري شده دوره عيلامي در شوش مجسمههائي از نوازندگان پيدا شده که آنان را در حال نواختن سازهائي مانند تنبور يا گيتار نشان ميدهد. در يکي از کتيبههاي آشوري نوازندهاي ديده ميشود که سازي بسيار شبيه به تنبور امروزي را مينوازد. فارابي در کتاب خود «کتاب الموسيقي الکبير» از «تنبور خراساني» و «تنبور بغدادي» نام ميبرد. در گذشته تنبور دو يا سه سيم يا «تار» داشتهاست. آنگاه که اين محفظه صوتي به تدريج شکل بيضي پيدا کرده و اندک اندک يک قسمت از دو قسمت باريک بيضي طويل تر و باريکتر شده و هنگامي نام بربط يا عود بر آن نهاده شده که دسته ساز اندکي بلندتر شده و کاسه طنين ساز، پر حجم تر گشتهاست در همين عصر است که ساز ديگري آفريده شدهاست. بر اين ساز نيز در مناطق مختلف گيتي نامهاي گوناگون نهاده شدهاست. از جمله در ايران آن را تنبور ناميدهاند . سازهائي مانند دوتار و سهتار را ميتوان از خانواده تنبور شمرد. در برخي مناطق ايران به اين ساز يا سازهاي مشابه چگور ميگويند. نام اين ساز را در فارسي و عربي طنبور و طمبور هم نوشتهاند. غلامحسين درويشخان
زندگينامه: غلامحسين درويشخان (1251-1305) غلامحسين درويش معروف به درويش خان در سال 1251 خورشيدي در تهـران مـتولد شد. پـدرش حاجي بشير اهل طالقان و مادرش از ترکمانان تکه بود. علت شهرت وي به درويش خان هم به اين نكته باز ميگشت كه پدرش هـنگـام صـدا زدن فـرزندش هميشه از لفظ «درويش» استـفاده ميکرد وهـمين نام بعـدها به عـنوان نام خانوادگي غـلامحسين برگزيده و او به درويش خان يا غـلامحسين خان درويش معـروف شد. غلامحسين در آنجا خط موسيقي و نواختـن شيـپـور و طبل کوچک را فرا گرفت. پس از مدرسه، ابـتدا نـزد داود کليمي تارزن رفت تا مشق تار کند. پس از مدت کمي آموزش از استاد خود گوي سـبقـت را ربود و به مرتبه عالي نوازندگي دست يافـت؛ اما حضور در جلسات درس استاد بي بديل تار آن زمان، يعني آقا ميرزا حسيـنقـلي او را به دنياي ديگري کشاند. هـمچنين آشنايي با برادر بزرگتر آقا ميرزا حسينقلي، ميرزا عبدالله نوازنده تار و سه تار، به کار او غناي بـيشتري بخشيد. درويش چندي در دسته موسيقي عزيزالسلطان و سپس در دسته موسيقي کامران ميرزا نايب السلطنه، نوازندگي طبل را بر عهده داشت. کار درويش در آن سن و سال نوجواني چنان مورد استقبال ناصرالدين شاه قرار گرفته بود که او را تارچي خطاب ميکرد. مهـارت درويش در نوازندگي موجب شد تا او پس از مرگ ناصرالدين شاه (1313 قـمري) به دستگـاه شعـاع السلطنه پسر مظفرالدين شاه ،والي فارس، دعوت شود. در سفر اول به شيراز، به اصرار شعـاع السلطنه، با دخـتر مستـشار نظام که در فارس اقامت داشت، ازدواج کرد. حاصل اين پـيوند دو دخـتر بود، که اولي در سن 16 سالگي ديده از جهـان فـروبست، و دخـتر دوم با نام فـخـر تـنهـا فرزند درويش شد. چندي بعدرابطه صميمي ميان درويش و شعاعالسلطنه به هم خورد. چرا که از سويي درويش از اينکه، هـمواره در پـناه دستگـاه شعاع السلطنه باشد ناراحت بود و طبع آزادهاش رهايي از اين بند را آرزو داشت و از ديگر سو شعاعالسلطنه، برآشفته ميشد از اينكه نوازنده خاص او در مجالس اشخاص ديگـر، حضور مي يافت. در نتيجه چنين نگاه بود كه هنگام بازگشت شعاعالسلطنه به فارس، درويش از رفـتن با او سرباز زد. اين سرپيچي سبب شد تا از سوي شاهزاده دستور قطع انگشتان اين نوازنده نامي صادر شود. اما درويش خان به مدد يكي از دوستانش از اين مصيبت رهايي يافت. پس از اين اتفاقات درويش به برگزاري كلاسهاي درس براي علاقهمندان به موسيقي و تار و سه تارنوازي همت گماشت. وي دراين دوره به گروه اخوانالصفا و ديدگاههاي آنها نزديك شد و منش و روش آنها را برگزيد و به ظهـيرالدوله «تـنهـا مرکز صوفيگري موسيقي پـرور» آن زمان سرسپرد. درويش با تشکيل ارکستر موسيقي «انجمن اخوت» و اجراي کنسـرتهاي عمومي که سرپرستي آنها را خود به عهده داشت، در جـهـت هـر چه مردميتر کردن موسيقي ايران و کمک و ياري به مستـمندان و بلاديدگـان گـام برداشت. کـنسرت براي جمع آوري اعانه به نـفع قحطي زدگـان روسيه، کـنسرت براي ايجاد مدرسه فرهنگ، کنسرت به نفع حريق زدگـان آمل، کـنسرت براي بازسازي خرابـيهاي آتـش سوزي بازار و نيز کـنسرت براي غـارت شدگـان اروميه، از جـمله تلاشهاي او به شمار ميرفت. «يا پـير جان» تـکـيه کـلام درويش بود، او به هـمه از روي صفا «يا پـير جان» ميگفت. بعدها همين سه کلمه يکي از القاب درويش خان شد. درويش خان در نوازندگي دستي چيره و تكنيكي منحصر به فرد و در نواختن تار و سه تار به يك اندازه مهارت و توانايي داشت. از مضرابي قـوي و در عـين حال شفاف برخوردار بود وزيرهايش پي در پي، شمرده و پـخـته بود و پـنجهاش روي ساز نرم و لطيف حرکت ميکرد. قدرت او در نوازندگي چنان بود که شنوندگان سازش از تعـجب، غالباً ساکت و خاموش ميشدند. استحکام و زيـبايي آثـارش، نشان از نبوغ سرشار و پـشـتوانه صحيح موسيقي کلاسيک در ذهن او داشت. درويش از نبوغي خاص نيز بهره ميبرد و همين نبوغ سبب شد تا برخي از فرمهاي موسيقي ايراني را ابداع كند كه از جمله آنها ميتوان به تـثـبـيت رنگ و ابداع درآمد و افـزودن سيم ششم به تار اشاره كرد. صفحات به جا مانده از اين استاد فقـيد به خوبي ميزان مهـارت و تـواناييهاي او را نشان ميدهد. صفحاتي که با هنر نمايي استادان نامور موسيقي ايراني مانـند سيد احـمدخان، سيد حسين طاهرزاده، اقـبال السلطان، عـبدالله دوامي، رضاقـلي خان تـجـريشي، باقـرخان رامشگـر، مشير همايون شهـردار، حسينخان هنگ آفـرين، اکبر خان رشـتي و ميرزا اسدالله خان پر شده است. صفحه «بـيداد همايون » که با پـيانو مشير همايون شهـردار همراه است از نمونههاي برجسته اي است که پـنجه شيرين و مضراب روان آن استاد فـقـيد را بيان مي كند. درويش در اواخر عـمر کـنسرتـهـاي ديگري نيز با حضور هنرمنداني چـون، عـارف قـزويني، حاجي خان ضرب گـير، حسين خان اسماعيلزاده، ابـراهيم منصوري، رضا محجوبي و رکنالدين خان مختاري در گراند هتل اجرا كرد. شمار شاگردان درويشخان بسيار بود، ولي تنها چـند تن از آنها به پـيشرفت و شهرت رسيدند. او به شاگرداني که موفق به طي دوره مخـتلف درسش ميشدند، نشاني به شکـل تـبرزين هديه ميکرد، که از مس و نـقره يا براي شاگردان سطوح عالي، طلا بود. از شاگردان او که موفـق به دريافـت تـبرزين طـلا شدند، مي توان از مرتضي ني داوود، ابوالحسن صبا، موسي معـروفي و سعـيد هـرمزي نام برد. شاگردان ديگـر او که مسـتـقـيـم يا غـير مسـتـقـيم از او کسب فـيض کردند، عبارتـنداز: حسيـنعلي غـفاري، شکري (اديب السلطنه)، علي محمد صفايي (سازنده سه تار)، عبدالله دادور (قـوام السلطان)، حسين سنجري، ارسلان درگاهي و نورعلي برومند. درويش خان شيـفته گل و گياه بود و در حياط خانهاش گلهاي رنگارنگ بـسياري داشت، که هـمه را به دست خود پـرورش داده بود. درويش اگر از اين جهان رفت مشنو که فـقير و ناتوان رفت درويش هـنرور زمان بود استاد هـنرور زمان رفت فرياد ز بوستان برآمد کان بلبل خوش ز بوستان رفت. منبع چهرهها- همشهري آنلاين
با تبریک سال نو و امید و ارزوی سلامتی تمام رامشگران عزیز امید است که در این سال جدید شاهد شکوفایی استعداد های بیشتری از طرف رامشگرانمان باشیم
با حق ... . مصاحبه با استاد شجریان
مصاحبه یک شبکه ماه واره ای با استاد شجریان در خدمت استاد شجریان هستیم و همایون شجریان فرزند استاد اقای همایون علاقه نسل جوان امروز نیبت به موسیقی اصیل چیه ؟ قشر جوان امروز علاقه زیادی نسبت به موسیقی ایرانی نشان می دهند وقتی که کنسرتی از سوی پدر برگزار میشود معمولا اکثریت را جوانان تشکیل میدهند . نظر شما استاد چی هست ؟ جای امیدواریه در 20 سال گذشته تعداد هنرجویان آواز 10 برابر گذشته شده . از اون موقه ای که اجازه تشکیل کلاسهای موسیقی داده نمی شد مردم در خونه ها به یادگیری موسیقی می پرداختند .ولی امروزه با آموزشگاه های موسیقی و دانشگاه ها فضای مورد نیاز کمی در اختیار هنرآموزان موسیقی است .تعداد هنرستانهای موسیقی خیلی کم هست و باید در هر استان یا شهری حداقل یک هنرستان موسیقی وجود داشته باشد .حتی ما سالن کنسرت هم خیلی کم داریم که دولت باید به فکر این کار باشد. امروزه استعدادهای زیادی درخدمت موسیقی هست که متاسفانه دچار بلاتکلیفی شده اند و نمی دانند که چه باید بکنند و نمیدانند که کجا باید خودشان را عرضه کنند ، چون رادیووتلویزیون زیاد به این کار ارزش نمیدهد و بیشتر به سمت موسیقی پاپ گرایش دارد . موسیقی پاپ باشد از نظر من مشکلی ندارد ولی باید به جوانها هم فکر کرد باید ایجاد کار کرد برای جوانها توسط همین موسیقی . تعداد موسیقی دانهای جوان بسیار زیاد است ولی متاسفانه بدون سرپرست و تکلیف .
ادامه دارد ... . مصاحبه یک شبکه ماهواره ای با استاد شجریان
قسمت دوم - بازهم استاد شجریان به اینجا امدن برای بار دیگربه افتخار هموطنان خودشون . و فردا شب استاد شجریان در دانشگاه USD در تالار USD برای بیش از 2 هزار ایرانی برنامه اجرا خواهند کرد . - خوب استاد شجریان اصلا فکر کنید ما شما رو نمی شناسیم شما بگید بچه کدوم محله کدوم شهر هستید ؟ من زادگاه پدریم در مشهد است در همسایگی نادر شاه (آرامگاه). - در جمع خانواده شما کسی دیگری هم بود که به موسیقی علاقه داشته باشه ؟
آنوقتها نه چون من برادر بزرگتر بودم ولی بعدها برادرم علیرضا هم شروع کرد و آواز میخوند . - چند نفر بودید در خانواده ؟ 5 برادر و 1 خواهر.
-آیا پدر و مادربا کار موسیقی شما موافق بودند ؟ اصلا . - آیا پدر و مادربا کار موسیقی شما موافق بودند ؟ خوب پدرم که استاد قرآن بود ومن را ازبچگی با خودشان به جلسات قرآن می بردند و من قران خواندن را نزد پدر باد گرفتم .پدر دوست نداشت که من آواز بخوانم و بیشتر به همین قرائت قرآن اکتفا می کرد و دوست داشت که من هم همون راه را دنبال کنم ولی من از دوران دبیرستان آواز را شروع کردم دور از چشم پدر .
- مادر چی ؟ مادر خبر داشتند .ودوست داشتند که من آواز بخونم ولی نه اینکه برئم در رادیو و تلویزیون بخونم ولی دوست داشتند که بچه شون که صدایی دارد و می تعواند بخواند بخواند - آیا در ان زمان شما استادی را هم داشتید ؟ چرا در 13 سالگی من استادی داشتم که دوست پدر بودند و بیشتر شعرهایی که در مدح ائمه بودند را می خواند و من هم این طئر بعضی مواقع شعرهای عرفانی را هم می خواندم . ولی در دوران دبیرستان معلمی داشتیم به نام آقای جوان ایشان موسیقی درس میدادند من بعد از مدرسع نزد ایشان میرفتم و از ایشان سوال یپرسیدم (دور از چشم پدر) - آیا در ان زمان شما استادی را هم داشتید ؟ نه اما وقتی که معلم بودم در خارج از شهر دوستم سنتور آورد و از آنجا شروع کردیم به سنتور زدن در روستایی که تدریس می کردم . بعدها که به شهر آمدم و در خانه بودم روی ساز حوله می انداختم تا صدای ساز بلند نشود - برادر خواهر همه خبر داشتند ؟ بله همه حتی مادر هم خبر داشت و همه از پدر پنهان می کردند . همه دوست داشتند ، سیامک هم من اساس کردم که صدای خوبی دارد و می تواند خوب بخواند و در بین ما 5 تا برادر 3نفرمان می خواندیم - سنتور را چگونه آموختید ؟ سنتور را نزد استاد ی که هم سن بودیم آموختم آقای جلال اخباری که پیش ایشان کار کردم و بعدها که بع تهران آمدم رفتم نزد آقای پایور ،ولی هیچ جا برای کسی سنتور نزدم فقط برای خودم و در خانه . - الآن چطور هنوز هم ساز می زنید ؟ خیر الآن نه . به شیوه نوازندگی ورزنده هم علاقه مند بودم و روزی که ورزنده مرد به افتخار ایشان نیم ساعت ساز زدم و بعد از آن در سال 1355 دیگر ساز نزدم فقط در بعضی اوقات که ساز می سازم ، چون من روی سنتور تحلیل میکنم و سنتور زیادی ساختم و اولین سنتور را در سال 1340 ساختم . - چه کسی صدای شما را کشف کرد ؟ خودم . - برای اولین بار صدای شما کجا پخش شد ؟ گذشته پدر من را همراه خود به جلسات قرآن می برد و در انجا چند نفر بودند که صدای خوشی داشتند که من همیشه دوست داشتم این افراد بخوانند من در سن 5 سالگی هروقت گوشه کناری خالی پیدا میکردم شروع میکردم به خواندن . پدرم شبهای رمضان مناجات می کرد و من یک شب که پدر مناجت می کرد آنقدر دگرگون شده بودم که گریه میکردم و مادر آمدند و گفتند که چیه اتفاقی افتاده گفتم که پدر میخونه من هم به خاطر ایشان گریه میکنم ، مادر گفت چه غلطا بگیر بخواب و من از ان زمان از صدای خوب و موسیقی خوشم می آمد . - چگونه با خوانندگان آن زمان آشنا شدید ؟ در راه مدرسه یک سمساری بود که گرامافون داشت و من آنجا صدای قمر را می شنیدم و بعدا برنامه گلها را در خانه دوستان و آشنایان می شنیدم البته خودم هم در رادیو خراسان اشعار مذهبی می خواندم و در سال 1345 در رادیو ایران با ساز می خواندم
چند نت جدید براتون آوردم
این فعلا یکیش تا بعد ... . سنتور:
َ ساز من سه تار :
سه تار از جنس چوب توت با کاسه ای گلابی شکل نیم کره ای و دسته ای نازکتر از دسته تار در بین آلات موسیقی ایران وجود دارد. وسعت صوت سه تار مانند تار دارای فواصل کروماتیک مي باشد. چهار سیم (سفید، زرد، سفید، زرد) از انتهای کاسه متصل به سیم گیر و سر دیگر آنها به گوشه هایی که در انتهای دسته تعبیه شده اند بسته می شود. کوک نمودن سه تار نیز در تعهد همین گوشی هاست . سه تار را با ناخن انگشت اشاره به ارتفاع حدود 2 میلی متر بالا تر از گوشت، با تکیه و قدرت بر مفصل بند دوم انگشت مذکور مي نوازند. سه تار دارای سه قسمت است: کاسه ، دسته و پنجه . طول کاسه 22 تا 18 سانتی متر است و عمق کاسه را بین 12 تا 16 سانتیمتر می گیرند. بر روی کاسه سه تار صفحه نازک چوبی تعبیه می شود که خرک بر روی آن قرار دارد. در قسمت بالای صفحه به منظور خروج صدا ، چند سوراخ ایجاد می کنند. دسته سه تار به ضخامت 5/3 سانتی متره که به وسیله زه باریکی روي آنرا پرده بندی می کنند و این پرده بندی دو نوع مي باشد : اصلی و فرعی . پرده های اصلی 16 تا هستند و چهارلایی بسته می شوند. پرده های فرعی 8 تا هستد و سه لایی در بین پرده های اصلی بسته می شوند. گاهی جمع پرده ها به 28 هم می رسه. طول دسته سه تار بین 76 تا 80 سانتیمتره ولی طول دسته از شیطانک به بالا، بین 40 تا 48 سانتی متر هست.
پنجه در قسمت بالای سه تار قرارگرفته و گوشیها در این قسمت واقع هستند. طول پنجه در سه تار در حدود 2 سانتی متره.
• اسامی سیمهای سه تار نام سیمهای سه تار که اهل فن آنها رو اوتار می نامند به شرح زیر ميباشد: سیم اول" حاد" یا سیم سفید از فولاد نازک به قطر تقریبی 20 تا 22 میکرون ( در حال حاضر با نت دو زیر خط حامل کوک می شه ) که به گوشی آخری روی دسته بسته می شود. سیم دوم " زیر" یا سیم زرد یا قرمز از برنز نازک به قطر تقریبی 23 تا 25 میکرون ( در حال حاضر با نت سل زیر خط حامل کوک می شه ) که به گوشی روی دسته نزدیک شیطانک بسته می شود. سیم سوم" زنگ یا مشتاق" هست به رنگ سفید ، از فولاد به قطر تقریبی 20 تا 22 میکرون ( این سیم در خور مایه آهنگ متغیر کوک می شه ) که به گوشی آخری بغل دسته بسته می شود. این سیم را میرزا محمد تربتی خراسانی ملقب به " مشتاق علیشاه" در اوایل عهد قاجار اضافه کرده است. سیم چهارم " بم" یا سیم زرد یا قرمز از برنز نازک به قطر تقریبی 35 تا 40 میکرون ( این سیم نیز در خور مایه آهنگ متغیر کوک می شود ) که به گوشی روی دسته بسته می شود.
• کاسه کاسه به دو طریق ساخته می شود: یک تکه و چند تکه. مرغوبترین نوع آن از چوب توت است که بایستی بدون گره باشه و رگه های چوب در اطراف به موازات صفحه قرار گرفته و آبخوری چوب در ته کاسه باشد. ضخامت کاسه بین 3 تا 5 میلی است که بایستی در قسمت سیم گیر ضخیم و در قسمت های دیگر نازکتر و نیز طول کاسه در قسمت بالا در حدود 25 و عمق آن 9/12 سانتی متر باشه. گلوی کاسه در حدود 7 سانتی متر است که به دسته متصل میشود ( حدود 7 سانتیمتر از کاسه باید باریک و تقریبا در ردیف دسته قراربگیرد) . قسمتی از گلوی کاسه ، در حدود 4 سانتی متر آن ، به وسیله دسته پر می شود و 3 سانتی متر آن خالی است. داخل کاسه باید صاف و بدون زواید باشه. عرض کاسه در حدود 8/13 سانتی متر ميباشد.
• دسته دسته باید از چوبی انتخاب شود که حداکثر استحکام و حداقل وزن را داشته باشد که معمولا از چوب گردو استفاده می شود. روی دسته باید قدری محدب باشد. رنگی که برای دسته به کار می رود باید از جنسی باشد که در شرایط مختلف ایجاد چسبندگی نکرده جلای خود را نیز از دست ندهد. زاویه دسته نسبت به کاسه باید طوری باشد که وقتی خرک و سیمها روی ساز قرار گرفت، فاصله سیم با سطح زیر آن در ناحیه خرک و قسمت گلوی ساز، یکسان نباشد بلکه در ناحیه گلو حدود 2 میلی متر سیم پایین تر از ناحیه خرک باشد. این موضوع در انتقال ارتعاشات به صفحه ساز اثر مهمی دارد.
• صفحه صفحه باید از چوب توت بدون گره که دارای رگه هایی ریز باشد انتخاب شود و رگه ها بایستی به موازات دسته قرار بگیرند ( یعنی به موازات سیم) چون رگه ها معمولا از ریز شروع و به تدریج درشت تر می شوند، بهتر است رگه های ریز در پایین و رگه های درشت در بالا باشند. ضخامت صفحه باید در وسط حدود 2 میلی متر و در اطراف آن که به کاسه متصل می شه، حدود 5/0 میلی متر باشه. صفحه باید محدب بوده و قسمت وسطش از اطراف در حدود 2 میلی متر بلند تر باشد.
• خرک خرک را معمولا از چوب شمشاد می سازند. طول خرک در قسمت بالا حدود 4 سانتی متر است. خرک به شکل سه پایه ساخته می شه. پایه وسط به صورت منحنی یه که حداقل تماس را با صفحه دارد. زاویه های خرک بایستی به شکل منحنی در بیايند . ارتفاع خرک باید طوری باشد که در گلوی ساز فاصله سیم با قسمت زیر آن حدود 5/2 میلی متر باشد . شیارهایی روی خرک تعبیه می کنند که سیم در آنها قرار بگیرد که بایستی حداقل عمق را داشته باشند.
• سیم گیر سیم گیر رو معمولا از شاخ بز کوهی می سازند که به شکل بیضی مي باشد و ابعاد آن تاثیری در ساز ندارد، اندازه آن بسته به ذوق سازنده است، و باید طوری باشد که با ساز تناسب داشته باشد . طول سیم گیر مهم نیسيت ولی عرض آن که قرارگاه سیم مي باشد، اهمیت دارد.
عرض سیم گیر در حدود 8 میلی متر بیشتر از عرض رویی آن هست ( منظور حداکثر عرض روی دسته است) تا سیم انحراف نداشته و فشار اضافی بر آن تحمیل نشود. قسمت بالای سیم گیر که سیمها را نگه می دارد ، بایستی به چهار قسمت مساوی تقسیم شود و این تقسیم به وسیله سه شکاف صورت می گیرد.
* شیطانک جنس شیطانک از عاج یا استخوان هست و گاهی از شاخ بز کوهی هم ساخته می شود و ممکن است آن رو از چوب هم بسازند . شیارهای شیطانک نیز مانند شیارهای خرک باید حداقل عمق را داشته باشند. ارتفاع شیطانک حداکثر 5/1 میلی متر هست. بالای شیطانک که محل موازنه سیم است ، باید طوری باشد که تماس سیم با شیطانک به حداقل برسد.
• گوشی گوشی باید از چوب محکم ساخته شود. سر گوشی باید طوری باشه که براحتی در بین انگشتان قرار بگیره و نیرو را منتقل کند. حالت گوشی در داخل حفره باید طوری باشد که هم راحت حرکت کند و هم در نقطه دلخواه محکم بايستد.
• پرده پرده باید ظریف و صاف و محکم باشد. در قسمت پایین دسته چون فاصله پرده ها کم می شود، بهتر است از پرده نازکتر استفاده شود. پرده قبل از شیطانک باید محکمتر از پرده های معمولی بسته شود. ضمنا دور و نزدیک بودن اون به شیطانک، در تنظیم صدای ساز موثر مي باشد. نوازنده ي با تجربه خود میتواند جای مناسب آن را پیدا کند.
• سوراخهای صفحه برای ایجاد صدای بهتر، چند سوراخ روی صفحه لازم است. معمولا ده سوراخ بر روی صفحه مشاهده می شود که یه سوراخ بزرگتر از بقیه است. شکل و نحوه استقرار سوراخها به سلیقه سازنده بستگی دارد. ------------------------------------------------------------------------ منبع : وبلاگ تنبور شمس تار
|